دوستی

normal_Avazak_ir-Love11083

تو از زیبا ترین نیلوفر من ، بخوان غم را تو از چشم تر من

بدان این روی زرد از دوری توست ، که سر بیرون زد از خاکستر من . . .

نویسنده: تاریخ: ۱۳۹۱/۱۲/۰۴ موضوع: زندگی دیدگاه ها: ۸ دیدگاه

۸ دیدگاه

  1. paniz می‌گه:

    salam azizam postet kheili khobe

  2. baran می‌گه:

    تقدیم به او که حتی نمی داند برایش پست می گذارم:
    زندگی چندان هم که گفته اند
    کشف الشفای کرامت نیست
    من به جایی رسیده ام که مرگ حتی از وحشت مدارای من سکوت می کند.

  3. سهیلا می‌گه:

    رسیده ام به حس برگی که می داند باد از هر طرف بیاید، سرانجامش افتادن است…

  4. مهد ی می‌گه:

    برای زندگی یک بهانه ی کوچک میخواهم

    فقط بگو بمان…

  5. مردی شبیه باران می‌گه:

    کاش میدانستند…
    که چه فریاد در این اشک نهان میمیرد.

  6. baran می‌گه:

    تقدیم به او که حتی نمی داند برایش پست می گذارم:

    دلم را که مرور می کنم
    تمام آن از آن توست
    نقطه ای از آن خودم .
    برای آن نقطه هم
    میخ می کوبم و
    قاب عکس تو را
    می آویزم…

  7. باده می‌گه:

    خدایا رهایم کن دراین سکوت پراز فریاد

  8. یه دوست می‌گه:

    اینو اویزهی گوشت کن
    .
    .
    .
    زند گی را باید از گرگ آموخت وبس ، گرگ با همنوعانش شکار میکند خو میگیرد زندگی میکند….
    ولی چنان به آنان بی اعتماد است ، که شب هنگام خواب با یک چشم باز میخوابد

دیدگاه خود را ارسال کنید