این کلافگی…

Naghmehsara.ir (15)

این کلافـگی تمومـی ندارـه
اما دیگـه توانـی واسه ادامه نمونده
سکوت میکنم شاید…

نویسنده: تاریخ: ۱۳۹۱/۱۲/۱۴ موضوع: جملات عاشقانه دیدگاه ها: ۳ دیدگاه

۳ دیدگاه

  1. پری‏+سا می‌گه:

    نقاش که باشی!چقدرمیگیری؟بیایی وصفحه های سیاه دلم رارنگ بزنی، برای دیواراتاق دلم یک روزآفتابی بکشی که نورآفتاب تا میانه اتاق آمده باشد.راستی. . .من روی صورتم یک لبخندمیخواهمنرخ خنده که گران نیست؟!

  2. nahla می‌گه:

    خواستم چشمهایت را بادست از پشت بگیرم اما طاقت شنیدن اسم هایی که میگفتی را نداشتم…
    عالی مثل همیشه!منم آپمــــــــــــــــ

  3. baran می‌گه:

    تقدیم به او که حتی نمی داند برایش پست می گذارم:

    اصلا مهم نیست تو چند ساله باشی
    من هم سن سال تو هستم
    مهم نیست خانه ات کجا باشد
    برا ی یافتنت کافی است چشم هایم را ببندم
    خلاصه بگویم حالا :
    هرقفلی میخواهد در خانه ات باشد
    عشق پیچکی است که دیوار نمیشناسد …

دیدگاه خود را ارسال کنید