آن قدر مرا سرد کرد …

نغمه سرا (1)

آن قدر مرا سرد کرد … از خودش ..

از عشقش ..

که حالا به جای دل بستن یخ بستم …

حالا به سمت احساسم نیا که لیز میخوری !!

نویسنده: تاریخ: ۱۳۹۲/۰۲/۱۲ موضوع: جملات عاشقانه دیدگاه ها: ۵ دیدگاه

۵ دیدگاه

  1. sara می‌گه:

    به نظرم سا یت خیلی خوبیه..ولی اون فال حافظ رو برداری بهتر میشه ، چون نظم سایتتو به هم زده
    ………خسته نباشی

  2. باران می‌گه:

    سلام
    عااااااااااااااااااااااالی بود
    موفق باشی

  3. باران می‌گه:

    ♫♫♫

    میشه پرنده باشی اما رها نباشی

    میشه دلت بگیره اسیر قصه ها شی

    حالا که آسمونم دنیای تازه ای نیست

    اون وقت یه جا بشینی محو گذشته ها شی

    ♫♫♫ترسیده باشی از کوچ اوجو ندیده باشی

    واسه یه مشت دونه اهلی آدما شی

    تو سایه ها بمونی درگیر سایه ها شی

    مفهوم زندگی رو از یاد برده باشی

    دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی

    از ترس ریزش اشک غمگینو بی صدا شی

    میشه پرنده باشی اما رها نباشی

    میشه دلت بگیره اسیر قصه ها شی

    حالا که آسمونم دنیای تازه ای نیست

    اون وقت یه جا بشینی محو گذشته ها شی

    http://texahang.blogfa.com

    ترسیده باشی از کوچ اوجو ندیده باشی

    واسه یه مشت دونه اهلی آدما شی

    تو سایه ها بمونی درگیر سایه ها شی

    مفهوم زندگی رو از یاد برده باشی

    دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی

    از ترس ریزش اشک غمگینو بی صدا شی

  4. ariyanaaaaaaaa می‌گه:

    wooooooow alllllllllllll bud

  5. زهرا می‌گه:

    خییییییییییییییییییییییییییییییلیییییییییییییییییی خوبه!!!!!!!!!!! واقعا” مرسی

دیدگاه خود را ارسال کنید