ﻣﻦ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻡ …

نغمه سرا (7)

 

ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺧﺖ ﺩﺍﺭﺩ!!!
ﯾﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ …

من ﺑﺎﺯیــــــــــــ ﻧﮑـــــــــﺮﺩﻡ …

ﻣﻦ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔـــــــــﯽ ﮐﺮﺩﻡ …

نویسنده: تاریخ: ۱۳۹۲/۰۲/۱۹ موضوع: جملات عاشقانه دیدگاه ها: ۸ دیدگاه

۸ دیدگاه

  1. leila می‌گه:

    خیلی قشنگ بود….

  2. n می‌گه:

    یک درخت می تواند آغاز یک جنگل و یک پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد

    خیلی قشنگ بود
    بی زحمت به وبلاگ منم سر بزن

  3. نادر موسوی می‌گه:

    واقعا عاللی بود بسیار متشکرم.

  4. niloo می‌گه:

    ali bood..lotfan be webe manam sary bezan o ba nazaraye ghashanget khoshhalam kon..me30

  5. بهاره می‌گه:

    salam
    web zibaei darid
    moafagh bashid

  6. الهه می‌گه:

    صدایت را برایم بلند نکن
    می دانم دست خودت نیست
    ولی…
    پرده ی گوش من
    نازک تر از تن صدای توست

  7. الهه می‌گه:

    همه ی پست ها عــــــــــالی بود

  8. نگین می‌گه:

    عاشقانه ها هم سرد شده اند….کاش خورشید هیچگاه غروب نمیکرد.کاش خوشی پایان نداشت آخر پایانها همیشه ناخوشند…..

دیدگاه خود را ارسال کنید